توی دستکتابم یک فایلی دارم به اسم "به درد بخورها"، جانم به جانش بسته است، با وسواس خاصی مطالبی از هر جایی که گیرم بیاید( کتاب باشد یا مقاله، خبر باشد یا عکس) می چپانم داخلش، گه گداری خانه تکانیش میکنم و صفایی می دهم به گوشه و کنارش...وقتی هوس خواندن مطالبی به غیر از آنچه که دستم هست به سرم بزند میروم سراغش...جالب اینجاست که ممکن است مطلبی را ده بار بیشتر بخوانم ولی باز هم بهم می چسبد...
.
این مطلب را هم داشتم پاک میکردم چون دیدم واقعا خیلی وقت است جاخوش کرده میان "به دردبخورها" های من ...ولی باز هم نتوانستم ازش دل بکنم! مطلب فوق العاده ساده و دم دستی.. ولی چه می شود دوستش دارم...میگذارمش اینجا بلکه به صورت کامل از دستش نداده باشم...فکر میکنم این مطلب رو از عصر ایران برداشتم...یادم نیست دقیق...

یک شخص خوب بافرهنگ گوگولی باید...

1.    از راست‌گويي، لذت ببرد؛ 

2.    سعي نكند همه را داشته باشد: هم جذب كند و هم دفع؛ 

3.    هوش و فهم ديگران را دست‌كم نگيرد؛ 

4.    اتومبيل خود را براي شهروندي كه از خطوط عابر پياده حركت مي‌كند، متوقف كند؛ 

5.    در نقل قول از ديگران، حتي ويرگول‌ها را هم رعايت كند؛ 

6.    ذهنيت خود را از مسائل ضرورتاً مساوي با حقيقت نداند؛ 

7.    هر چند وقت يكبار، از مخالفين خود احوالپرسي كند؛ 

8.    نه برنجد و نه برنجاند؛ 

9.    تفاوت ميان تبليغ و تحليل رسانه‌هاي غيرخصوصي را سريع تشخيص دهد؛ 

10.    به عموم مسايل محيط زيستي، حساس و عامل به عمل باشد؛ 

11.    از افراد چند شخصيتي و متملق فاصله بگيرد؛ 

12.    از زبان خود مانند سلامتي خود، مراقبت كند؛ 

13.    در قبال بدي افراد، عمدتاً سكوت كند تا نيروهاي معنوي دروني او پرورش پيدا كنند؛ 

14.    بدون چشم‌داشت، براي بازكردن گره‌هاي اطرافيان خود اهتمام ورزد؛ 

15.    به‌عنوان شهروند، ارزش خود را صدها درجه بالاتر از سياست‌مداران بداند؛ 

16.    در هفته، دو نيم روز براي رشد فردي و شخصيتي خود، وقت بگذارد؛ 

17.    حتي سه بامداد، از چراغ قرمز عبور نكند؛ 

18.    در محيط كار و زندگي او، رنگ‌هاي صورتي، زرد، قرمز و كلاً شاد حضور داشته باشند؛ 

19.    علاقه به كنترل‌كردن و احاطه بر ديگران را از شبكه رفتاري خود، حذف كند؛ 

20.   عیوب دیگران را به صورت خصوصی، تدریجی و لحن اصلاحی به آنها منتقل کند؛

21.    جايي كه به او احترام نمي‌گذارند، نرود؛ 

22.    ادب، تربيت و متانت او نسبت به مواضع سياسي‌اش، حضور، نمود و برجستگي بيشتري داشته باشند؛ 

23.    آنقدر تمرين كند تا از موفقيت ديگران ناراحت نشود؛ 

24.    از اجراي قانون و رعايت آيين‌نامه‌ها، لذت ببرد؛ 

25.    همه‌جا، با همه‌كس و در معرض هر مخاطبي، يك شخصيت داشته باشد؛ 

26.    از حلقه اول دوستان خود مرتب احوالپرسي كند؛ 

27.    در مغازه‌ها، اجازه دهد كساني كه قبل از او وارد مغازه شده‌اند، زودتر كارشان انجام شود؛
 
28.    مروج و مبلغ رفتار و افكار مثبت افراد باشد و نه خود افراد؛ 

29.    در ماه حداقل يك كتاب تمام كند، يادداشت‌برداري كند و در منظومه فكري و رفتاري خود، آنها را به كار گيرد؛ 

30.    معرف و مظهر اين بيان مولانا شود
هين، خمش كن، خار هستي را ز پاي دل بكن        تا ببيني در درون خويشتن، گلزارها