صحنه اول: پس از سقوط محمد علی شاه،مجلس دوم قانون استفاده از مستشاران خارجی جهت  اصلاح امور مالی و نظامی کشور را تصویب کرد و مورگان شوستر امریکایی و سرهنگ یالمارسان سوئدی  به همین منظور به ایران دعوت شدند.روسیه در 7 ذیحجه 1329 قمری طی اولتیماتوم 2 روزه ای به ایران هشدار داد باید این مستشاران از ایران اخراج شوند وگرنه...

صحنه دوم: دولت مرعوب شد(به همین سادگی...).بیرم خان ارمنی به دستور دولت مجلس را به توپ بست (از مرعوب شدن دولت هم ساده تر ...)

صحنه سوم: (( خورشید کاملا غروب نکرده بود که او را پای دار آوردند.جمعیت زار می گریست.عاشورا بود صورت زخمی شیخ نشان میداد که او را کتک زدند.سر و رویش خونی بود.آن گاه که طناب بر گردن این روحانی مجاهد انداختند، از میان  جمع هلهله ای برخاست ثقه الاسلام بر دار رفت...))"1"

صحنه چهارم: به کرات به خانه مشروطه رفته ام تصورش را بکنید چیپسی در دست و معلوم است با این وضعیت چه فهمیدن هایی عایدم میشود و این است که هیچ نفهمیدم از این مرد...یادم باشد این سری که رفتم حتما ساعت ها بایستم  و خیره شوم به یادداشت های ثقه الاسلام به عینک ثقه الاسلام آه که چه چشم هایی از این قاب شیشه ای دنیا را میدیده.......

صحنه پنجم: تاریخ ما زخمی است گواهش همین خونهای شهیدان..بدون اینکه بخواهم ذهنم درگیر مذاکرات گروه 1+5 میشود.بدون اینکه بخواهم بشکه های نفتی که تحریم شدند جلو چشمانم رژه میروند... یاد جمله رهبری می افتم اینکه ما در یک پیچ تاریخی هستیم.جمله بی نهایت عمیقی است عمیق به اندازه تاریخ پر فراز و نشیبمان ....

 پیوست۱:پر واضح است که نه از تحریم ها خوشم می آید و نه از تحریم کننده ها!ولی این شرایط رسانه ای که راه افتاده و و کلا میگن همه چی آرومه و ما ها چقدر خوشبختیم  خوش نمی اید مرا...به نظر من منفعت ملیمان ایجاب میکند که از "حدس" های مطبوعاتی نهراسیم اون هم رسانه های داخلی.حدس های نادرست در تصادم با واقعیت ابطال خواهند شد و در نهایت حقیقت که انشاالله پیروزی ما بر جبهه استکبار در این پروسه زمانی است جلوه گری خواهد کرد.

پیوست۲: " ۱" گزیده ای بود از (مردان بی ادعا)اثر محمد طاهری  خسروشاهی و یلدا رنجبر خراسانی

 پیوست۳:این متن رو میخواستم ۷ رجب سالروز ولادت میرزا ثقه الاسلام تبریزی کار کنم ولی حیف تب دنیا نگذاشت...